داود بن علينقى وزير وظايف
223
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
سه روز كار دارد تا دوباره پاك كنند و خيلى كم آبى مىشود ، كه آب به بارى چهار قران مىرسد ، آن هم هر كس زورى دارد ، مىتواند بخرد . و اگر هم سد نشود ، وقتى كه باد آمد تا دو روز بعد آب شور و تلخ مىشود ، در بودن ما يك روز چنين بادى آمد و تا دو روز آبها خيلى بد بود . مسجد كوفه روز چهارشنبه را « مسجد كوفه » مشرف شده ، قبل از ظهر اعمال مستحبه و زيارت « حضرت مسلم بن عقيل » و « هانى بن عروه » و « مسجد حنّانه » كه از اخبار معلوم مىشود ، كه همان « مطبخ خولى » لعنه اللَّه بوده است ، مشرف شدم . « كميل بن زياد » و « ميثم تمار » هم در بين راه است ، سلامى كرديم . ظهر رفتيم كنار شريعه فرات در « كوفه » ، منزلى قشنگ در كنار شط بود ، منزل كرديم ، تا دو به غروب ، اما هوا بعد از ظهر به شدتى گرم شد ، كه با اينكه منزل خيلى خوب و اطاقهاى سرد داشت ، متصل عرق مثل لوله آفتابه جارى بود . « كوفه » رو به آبادى و آباد شده است . بازارهاى خوب وسيع ، كاروان سراهاى قشنگ ، منزلهاى خوب ، حمّام زنانه و مردانه بسيار بزرگِ خيلى خوشگل ساخته شده است . عمارتهاى آنجا به وضع جديد رو به شط ، خيلى مقبول ساخته شده ، دكاكين از همه صنايع و حِرَف در او باز شده است . خبّازى سنگكى ، آشپزى ، ساعت سازى ، بزازىهاى معتبر ، همه قسم دكان دارد ، بساتين و باغات و فواكه زياد دارد ، اغلب فواكه « نجف اشرف » را از « كوفه » مىآورند ، قهوهخانههاى خيلى معتبر دارد . عن قريب شهرى بزرگ خواهد شد ، الان هم شهريت دارد ، بايد ششصد هفتصد دربند دكان داشته باشد . پانصد يقيناً دارد . شب را اول غروب مراجعت كردم ، شبها و روزها را در « مدرس حضرت حجةالاسلام آقاى آخوند » حاضر مىشدم . صبح را در مسجد هندى خارج فقه « 1 » مىفرمايند ، صحّه مسجد و بعضى از شبستان مملو مىشود . تقريباً ششصد هفتصد نفر
--> ( 1 ) در متن فقه خارجى نوشته شده است .